تبلیغات
نماز - ثامن الائمة ، على بن موسى الرضا(ع) دژ محکم الهی
 
نماز

اسم آن بزرگوار على و كنیه او ابو الحسن الثانی و لقب مشهور او رضا است. عمر مبارك آن حضرت پنجاه و پنج سال بود. (1) در یازده ذى القعده سال 148 هجرى به دنیا آمد (2) و در سال 203 هجرى (3) در آخر ماه صفر به دست مأمون عباسى مسموم و شهید شد. 
مدت امامت آن بزرگوار بیست سال بود (4) ، كه تقریبا هفده سال آن را در مدینه، ملجأ عوام و منجى انام و معلم علما و مروج دین بود. سه سال آخر.......
نویسنده: آیة الله العظمی حسین مظاهرى
 او را از مدینه جبرا به طوس بردند و در طوس تا توانست از حریم دین حراست كرد تا سر انجام به دست مأمون شهید شد. 

مقام علمى حضرت رضا(علیه السّلام) 

از متون اسلامى مى‏توان نتیجه گرفت كه آن حضرت عالم بما سوى الله، واسطه فیض این عالم، معدن كلمات پروردگار، صندوق انوار الهى و خزینه علم خداوند متعال است. احتجاجات و مباحثات حضرت رضا(علیه السّلام) با فرقه‏هاى مختلف در مجلس مأمون، مقام علمى آن حضرت را آشكار مى‏كند. چنانكه بارها مأمون مى‏گفت: ما اعلم احدا افضل من هذا الرجل على وجه الارض. 
هیچ كس را در روى زمین داناتر از حضرت رضا نمى‏دانم. 
فرید وجدى در دایرة المعارف خود، در ذیل كلمه رضا مى‏گوید: «مأمون سى و سه هزار نفر از بزرگان طوایف و فرق مختلفه را جمع كرد و از آنان خواست كه لایق‏ترین افراد را از میان خود انتخاب كنند تا ولایتعهدى را به او وگذارنماید. همه آن سى و سه هزار نفر، در على بن موسى الرضا اتفاق نمودند.» 
در این باب از حضرت رضا(علیه السّلام) مطلبى نقل است كه مقام عبودیت آن بزرگوار را بر ما روشن مى‏كند . آن حضرت به دعبل خزاعى شاعر معروف عبایى داد و فرمود: «قدر آن را بدان كه در این عبا هزار شب و هر شبى، هزار ركعت نماز خوانده است.» 
آنان كه حضرت رضا(علیه السّلام) را از مدینه به طوس آوردند، همه از كثرت عبادت و تضرع و انابه و زارى وتهجد و مواظبت كامل آن حضرت در عبادت سخن گفته‏اند. 

تواضع حضرت رضا(علیه السّلام) 

یاسر، خادم آن حضرت مى‏گوید: حضرت رضا همیشه با خدمه و كارگرهاى خود غذا مى‏خورد و دوست داشت كه با آنها بنشیند و صحبت و درددل كند. بعضى از ناآگاهان به این كار حضرت ایراد مى‏كردند و حضرت مى‏فرمود: ان الرب تبارك و تعالى واحد و الأب واحد و الام واحدة و الجزاء بالاعمال. (5) 
پروردگار، پدر، و مادر، یكى است و فضیلت فقط و فقط به كردار است. 

ادب و اخلاق حضرت رضا(علیه السّلام) 

ابراهیم بن عباس كه در مسافرت از مدینه تا طوس خدمت آن حضرت بوده است، چنین مى‏گوید : «ندیدم به احدى ظلم كند، هیچ وقت كلام كسى را قطع نمى‏كرد. هیچ حاجتى را رد نمى‏نمود . 
پاى خود را مقابل احدى دراز نمى‏كرد و در مقابل احدى تكیه نمى‏داد و با هیچ كس سخن جسارت آمیز نمى‏گفت.» (6) 

سخاوت حضرت رضا(علیه السّلام) 

قضیه‏اى كه كلینى رحمه الله در این باره نقل كرده است، ذكر مى‏كنیم. راوى مى‏گوید: «با جمعى بسیار خدمت حضرت رضا بودیم كه ابن سبیلى آمد و چنین گفت: یابن رسول الله! من دوست شما و پدران شما هستم. نفقه خود را در راه حج گم كرده‏ام. نفقه راه به من عنایت كنید، چون به خراسان رسیدم براى شما صدقه مى‏دهم، زیرا آنجا مكنت دارم. حضرت رضا(علیه السّلام) داخل اتاق شده پس از چندى از بالاى در، دویست دینار به او داد و خواهش كرد برود و فرمود: لازم نیست صدقه بدهى. چون حضرت آمد، از ایشان پرسیدند: پول را از بالاى در دادید و خواهش نمودید كه برود تا او را نبینید. فرمود: من خواستم ذلت سؤال را در صورت او نبینم. آیا نشنیده‏اید كه رسول اكرم فرموده است: صدقه پنهانى، معادل هفتاد حج است، و گناه آشكار موجب خذلان، و گناه پنهانى را خداوند مى‏آمرزد.» (7) آنچه نوشته شد، نمونه‏اى از فضایل حضرت رضا(علیه السّلام) بود. ذكر این گونه فضایل براى حضرت رضا (علیه السّلام) مقام و شأنى نیست. بنابراین بهتر است كه مقدارى از وقایع مسافرت جبرى آن بزرگوار از مدینه به طوس را ذكر كنیم: 
ممالك اسلامى، بعد از مرگ هارون الرشید در طغیان بودند و شورشهاى فراوانى پدید آمد. هنگامى كه مأمون برادرش را نابود كرد و توانست زمام امت اسلامى را به دست بگیرد، صلاح را در آن دید كه سران ممالك اسلامى را جمع كند، تا بدینوسیله بتواند فتنه‏ها را خاموش نماید. پس سى و سه هزار نفر از بزرگان بلاد را به نام مستشار در مركز جمع نمود، و ولایتعهدى را به طور جبر و تهدید به حضرت رضا واگذار كرد، و بدین وسیله توانست به ممالك اسلامى آرامش بخشد. 
هنگامى كه شورها فرو خفت، افرادى كه به عنوان مستشار خوانده شده بودند، متفرق و بسیارى از آنان مورد بى‏مهرى و یا احیانا زندان و تبعید قرار گرفتند و كشته شدند. از جمله آن افراد كه صلاح دانستند او را شهید كنند، حضرت رضا(علیه السّلام) است. نكاتى كه لازم به تذكر است : 
1ـ حضرت رضا(علیه السّلام) در موارد متعددى ذكر كرده كه سفرش به خراسان، قبول ولایتعهدى و ورود به دستگاه مأمون بر ایشان تحمیل شده بود. (8) تشكیل مجلس عزا در مدینه موقع حركت، گریه‏هاى آن بزرگوار در مكه و خدا حافظى با بیت الله قبل از موقع آمدن عمال مأمون، گریه‏هاى او كنار قبر جد بزرگوارش و خدا حافظى با او بعد از آمدن آنان، قبول نكردن مكرر ولایتعهدى تا آنكه تهدید مى‏شود و سپس قبول كردن آن مشروط بر اینكه در امور مملكتى هیچ دخالتى نكند، همه مبین این مطلب است كه این جریان جبرا به حضرت رضا(علیه السّلام) تحمیل شده است. (9) 
2ـ مأمون دستور داده بود كه حضرت رضا را از راه فارس به مرو ببرند (10) و سفر ایشان حتى الامكان در شب صورت گیرد. آیا این دستور، خود دلیل بر این نیست كه محبت اهل بیت در دلها جایى داشته و مأمون از اینكه حضرت رضا وارد شهرهاى پرجمعیت و شیعه نشین شود، در هراس بوده است، و یا نمى‏خواسته كه حضرت رضا(علیه السّلام) در دلها جایى باز كند؟ 
ممانعت مأمون از برگزارى نماز عید فطر توسط حضرت، (11) احتمال دوم را تأیید مى‏كند. 
3ـ حضرت رضا از برخوردش با مأمون فوق العاده ناراحت بود، چنانكه هر وقت كه از نماز جمعه باز مى‏گشت، با حالت خستگى از خداوند متعال طلب مرگ مى‏كرد. 
آیا درخلوت حضرت رضا را زجر مى‏دادند؟ آیا اعمال منافقانه روى آن بزرگوار اثر مى‏گذارده است؟ آیا مطلب دیگرى بوده؟ نمى‏دانیم، ولى ناراحتى فوق العاده حضرت رضا(علیه السّلام) از مسافرت امرى مسلم است. 
4ـ آمدن حضرت رضا علیه السلام به مرو براى اسلام بسیار مفید بود، زیرا طوس براى بیگانگان میدان علم بود و اگر حضرت رضا در طوس نبود، كسى وجود نداشت كه شبهات آنان را رفع كند و اگر آن شبهات رفع نمى‏شد، براى عالم اسلام خطرناك بود. 
5 ـ حضرت رضا (علیه السّلام) در بین راه به نیشابور رسیدند. نیشابور فوق العاده پرجمعیت و شیعه نشین بوده است. همه مردم به استقبال حضرت رضا(علیه السّلام) آمدند و مى‏خواستند كه آن بزرگوار خود را در میان مردم آشكار كند و براى آنان روایت بگوید. عقل و درایت حكم مى‏كند كه حجت خداوند متعال در آن وضع حساس باید بهترین سوغات را به آنها عنایت كند. 
حضرت رضا صبر نمود تا شوق مردم به نهایت رسید، پس از آن سر از هودج بیرون آورد و چنین فرمود: 
حدثنى ابى موسى الكاظم عن ابیه جعفر بن محمد الصادق عن ابیه محمد الباقر عن ابیه زین العابدین عن ابیه الحسین عن ابیه على بن ابى‏طالب قال حدثنى رسول الله صلى الله علیه و آله قال حدثنى جبرئیل قال سمعت عن الله تعالى قال كلمة لا اله الا الله حصنى فمن قال لا اله الا الله دخل فی حصنى و من دخل فی حصنى امن من عذابى! 
پدرم و او از پدرش تا به رسول اكرم واو از جبرئیل و او از خداوند متعال نقل كرد كه خداوند فرموده است: كله لا اله الا الله، قلعه محكم من است و هر كه در آن داخل شود، از عذاب من در امان است. 
سپس حضرت سر را در هودج بردند و چند قدمى رفتند. دوباره سر را از هودج بیرون آوردند و فرمودند: بشرطها و شروطها و انا من شروطها. (12) 
گفتن: لا اله الا الله كه موجب سعادت است شرایط اساسى دارد، و یكى از شرایط اساسى آن من هستم، یعنى اقرار به ولایت. 
جا دارد كه چند كلمه‏اى درباره این روایت شریف بحث شود: 
كلمه لا اله الا الله، اقرار به آن و عمل نمودن به آن، موجب سعادت است. كلمه لا اله الا الله در حقیقت همان اثر آن است. همان كتابى است كه مایه سعادت جامعه بشرى است، ولى از نظر قرآن، كلمه لا اله الا الله منهاى ولایت، ناقص و بلكه هیچ است. 
پروردگار عالم وقتى امیر المؤمنین(علیه السّلام) را به ولایت منسوب نمود، آیه اكمال را فرو فرستاد : الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا. (13) 
در این روز كامل نمودم براى شما دین شما را و اتمام نمودم براى شما نعمت خود را و راضى شدم كه اسلام ـ توأم با ولایت ـ دین شما باشد. 
قبل از نصب امیر المؤمنین به ولایت، آیه تبلیغ به پیامبر چنین خطاب مى‏كند: 
یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته. (14) 
اى پیامبر! آنچه را به تو نازل شد ـ نصب امیر المؤمنین به ولایت ـ به مردم بگو و اگر تبلیغ نكنى ، رسالت خود را نرسانیده‏اى. 
حضرت رضا با جمله شرطها و شروطها همان آیه اكمال و آیه تبلیغ را یاد آورى مى‏كند و مى‏فرماید : شرط اساسى كلمه لا اله الا الله، ولایت است. 
چیزى را كه باید متوجه باشیم، معنى و حقیقت ولایت است. ولایت از نظر لغت، معانى متعددى دارد و از جمله به معنى دوست هم آمده است همه باید اهل بیت را دوست بدارند، و محبت اهل بیت نعمت بزرگى است، چنانچه بغض اهل بیت خذلان بزرگى است. سنى و شیعه این روایت را از پیامبر گرامى نقل مى‏كنند كه فرمود: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا الا و من مات على حب آل محمد مات مغفورا له، الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا، الا و من مات على حب آل محمد مات مؤمنا مستكمل الایمان، الا من مات على بغض آل محمد مات كافرا، الا و من مات على بغض آل محمد لم یشم رائحة الجنة. (15) 
«آگاه باشید كسى كه با محبت آل محمد بمیرد، شهید مرده است. آگاه باشید كسى كه با محبت آل محمد بمیرد، آمرزیده است. آگاه باشید كسى كه با محبت آل محمد بمیرد، آمرزیده است . آگاه باشید كسى كه با محبت آل محمد بمیرد، مؤمن كامل مرده است. آگاه باشید كسى كه با بغض آل محمد بمیرد، بوى بهشت به دماغ او نمى‏رسد.» 
و از جمله معانى ولایت، سرپرستى است. كسى كه سرپرست دل او على بن ابى‏طالب (علیه السّلام) باشد، ولایت دارد. كسى كه از صفات رذیله مهذب شده باشد، ولایت دارد. كسى كه سرپرست دلش طاغوتهاى برونى و درونى، شیطانهاى درونى و برونى، هوى‏ها، هوسها، آمال و آرزوهاى بیجا باشد، كسى كه هواى او، عقیده شخصى او، خواست او مقدم برخواست اهل بیت باشد، بى‏ولایت بلكه بى‏محبت به اهل بیت است. از این جهت است كه امام سجاد(علیه السّلام) مى‏فرماید: «ولایت و محبت بدون متابعت معنایى ندارد. كسى كه خداوند متعال را معصیت كند و با این وصف اظهار محبت خدا كند، اظهار او بیجا است و از عجایب روزگار است.» از این جهت مى‏توان گفت كه معناى اول و دوم ولایت به یك معنى مى‏رسد، ولایت اهل بیت ادامه ولایت خداوند متعال است. خداوند متعال مى‏فرماید : الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الى النور... اولئك اصحاب النار هم فیها خالدون . (16) . 
«خدا سرپرست افراد مؤمن است. آنان را از تاریكیها ـ تاریكى كفر و ضلالت تاریكى هوى و هوس، تاریكى صفات رذیله، تاریكى شیطانهاـبیرون مى‏برد به سوى نور ـ نور ایمان، نور خدا، نور صفات خوب، نور ولایتـ و سرپست كافران طاغوت استـطاغوت هوى و هوس، طاغوت درون و برون، طاغوت صفات رذیلهـ آن طاغوتها آنان را از نور به تاریكیها مى‏برند و سرنوشت آنان آتش همیشگى است.» 
و این است معنى روایت حضرت رضا(علیه السّلام) كه فرمود است: «كسى كه داخل در لا اله الا الله شود، سرپرست دلش الله باشد ـ عقیده‏اش، عملش، گفتارش و كردارش، نمایانگر این است كه تأثیرى در عالم جز از ناحیه الله نیست ـ و ادامه آن سرپرستى ولایت باشد، در قلعه محكم خداوندى است.» بنابراین باید گفت كه حضرت رضا(علیه السّلام) به یك جمله تمام ایمان، تمام سعادت، تمام قرآن و تمام سنت را عرضه كرده است. 
نظیر همین جمله با شرحى كه داده شد از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است. 
چون آیه شریفه و انذر عشیرتك الاقربین، (17) یعنى: خویشان نزدیك خود را سنجش كن.» نازل شد، پیامبر(ص) بزرگان قریش را دعوت كرد و فرمود : 
«اگر یك جمله بگویید، سعادتمند خواهید شد. بگویید لا اله الا الله و هر كه اول بگوید بعد از من وصى من است.» اول كسى كه جواب آن حضرت را داد، امیر المؤمنین (علیه السّلام) بود. 
حضرت رسول سه مرتبه كلام خود را تكرار كرد و جز امیر المؤمنین كسى جواب نداد.پیامبر اكرم در همان جلسه فرمودند:« على، بعد از من وصى و جانشین من است.» (18) این كلام با كلام فرزندش حضرت رضا شباهت دارد. 
در خاتمه، قسمتى از قصیده دعبل را كه در مرو براى حضرت(علیه السّلام) خوانده است، یادآور مى‏شویم . قصیده بسیار مفصل است و صاحب كشف الغمه همه آن را ضبط نموده است. چند بیتى از آن را اینجا مى‏آوریم. دعبل خدمت حضرت رسید و اشعارش را خواند تا بدین جا رسید: 
افاطم لوخلت الحسین مجدلا 
و قد مات عطشانا بشط فرات 
اى فاطمه! كاش با حسینت در كربلا بودى، كه در كنار نهر فرات تشنه جان داد. 
تا اینكه رسید به قبر موسى بن جعفر(علیه السّلام) در بغداد و چنین گفت: 
و قبر ببغداد لنفس زكیة 
تضمنها الرحمن فی الغرفات 
اى فاطمه! از قبر بیرون آى و گریه كن، براى قبرى كه در بغداد است قبر نفس پاكى كه انوار رحمانى آن را فرا گرفته است. 
حضرت رضا فرمود: دعبل! من هم شعرى مى‏گویم، همین جا آن را درج كن. 
و قبر بطوس یا لها من مصیبة 
الحت على الأحشاء بالزفرات 
إلى الحشر حتى یبعث الله قائما 
یفرج عنا الغم و الكربات 
فاطمه! گریه كن براى قبرى كه به طوس است. دل او را غصه‏ها پاره پاره كرده است. این غصه‏ها ادامه دارد تا روز قیامت، نه بلكه، تا قیام آل محمد كه همه غمها و غصه‏هاى اهل بیت را مى‏زداید. 
دعبل مى‏گوید: یابن رسول الله! ما در طوس از شما اهل بیت قبرى سراغ نداریم. 
حضرت فرمودند: آن قبر من است، زمانى نخواهد گذشت كه من در طوس مدفون مى‏شوم. هر كه مرا زیارت كند، در بهشت با من است و از این جهان آمرزیده خواهد رفت. (19) دعبل ادامه مى‏دهد: 
خروج امام لا محالة واقع 
یقوم على اسم الله و البركات 
یمیز فینا كل حق و باطل 
و یجزی على النعماء و النقمات 
قیام پیشوا ـ امام ـ قطعا واقع مى‏شود با نام خدا و با فیض و بركات خدا مى‏آید. حق و باطل با وجود او در میان مردم ظاهر مى‏شود و خوبان و بدان به جزاى كردارشان خواهند رسید . 
چون به اینجا رسید، حضرت رضا بلند شد و براى احترام دست روى سر نهاد و سر فرود آورد، گریه كرد و فرمود: دعبل این امام را مى‏شناسى؟ دعبل گفت: مى‏دانم كه امامى از شما قیام مى‏كند و به دست او پرچم اسلام روى زمین افراشته مى‏شود و عدالت اسلامى، سرتاسر جهان را مى‏گیرد. فرمود: دعبل، امام بعد از من، محمد پسر من است و بعداز او پسرش على است و بعد از پسرش حسن و بعد از حسن پسر او حجت، قام آل محمد منتظر مطاع است. منتظر است در غیبت، مطاع است وقت ظهور.او است كه جهان را از عدالت انباشته مى‏كند، پس از آنكه از ظلم انبوه بود. سپس حضرت صد دینار و یك لباس به دعبل عنایت كردند. (20) 
چون دعبل به قم آمد، هر دینارى را از او صد دینار خریدند و هرچه كردند كه لباس را به هزار دینار از او بخرند نداد، ولى چون از قم بیرون رفت، بعضى از اهل قم لباس را به زور از او گرفتند. (21) 
در خاتمه اشاره‏اى به حضرت معصومه سلام الله علیها مى‏كنیم: بانویى كه شأن و مقامى عالى نزد خداى متعال دارد. بانویى كه دختر امام، خواهر امام و عمه امام است. بانویى كه بركات حوزه علمیه قم از گذشته تا به حال، به واسطه وجود مكرمه او است. بانویى كه حضرت رضا (علیه السّلام) درباره‏اش فرموده است: «هر كه او را زیارت كند، بهشت براى او واجب است.» (22) 
این بانو در سال 183 هجرى متولد شد، و چون برادر بزرگوارش به مرو برده شد، براى زیارت برادر از مدینه حركت نمود! و چون به قم رسید، بیمار شد. چند روزى بیمار بود تا سرانجام در قم از دنیا رفت. سال وفات ایشان 201 از هجرت است. (23) پس سن مبارك ایشان تقریبا هیجده سال است. در زیر گنبد آن بانوى محترمه چند نفر از دختران و نوه‏هاى امام جواد(ع) مدفونند. (24) از بزرگان و كملین و اصحاب ائمه طاهرین علیهم السلام در قم، فراوان مدفون شده‏اند. 

پی نوشت : 

1)اصول كافى، ج 1، ص .486 
2)اصول كافى، ج 1، ص .486 
3)اصول كافى، ج 1، ص .486 
4)اصول كافى، ج 1، ص .492 
5)كافى، ج 8، ص .230 
6)اعلام الورى، ص .314 
7)مناقب ابن شهر آشوب، ج 4 ص 360 و .361 
8)امام رضا علیه السلام در پاسخ احمد بن محمد بزنطى مى‏نویسد: «...و اما اینكه اجازه ملاقات خواسته‏اى، آمدن نزد من دشوار است، و اینها اكنون بر من سخت گرفته‏اند، و فعلا برایت ممكن نیست، انشاء الله بزودى ملاقات میسر خواهد شد.» نقل از حیاة الامام الرضا علیه السلام، ص 315 و رجال ممقانى، ج 1، ص 97 و عیون الاخبار، ج 2، ص .212 
9)در كتاب حیاة الامام الرضا آمده مأمون در پاسخ درباریان و گروهى از عباسیان راجع به ولایتعهدى چنین گفت: این مرد از ما پنهان و دور بود و براى خود دعوت مى‏كرد. ما مى‏خواستیم او را ولیعهد خویش قرار دهیم تا دعوتش براى ما باشد، و به سلطنت و خلافت ما اعتراف نماید، و شیفتگان او دریابند كه آنچه او ادعا مى‏كرد در او نیست، و این امر ـخلافتـ مخصوص ماست نه او! و ما بیمناك بودیم اگر او را به حال خود باقى‏گذاریم، آشوبى براى ما برپا سازد كه نتوانیم جلوى آن را بگیریم... «عیون اخبار، ج 2، ص 170 و بحار، ج 49، ص 831». 
10)اصول كافى، ج 1، ص .489 
11)اصول كافى، ج 1، ص 489 ـ490، ارشاد مفید، ص 314ـ .213 
امام رضا علیه السلام به برخى از یاران خود درباره مأمون فرمود: به گفتار او مغرور نشویدو فریب نخورید. سوگند به خدا كسى جز مأمون قاتل من نخواهد بود، اما من ناگزیرم شكیبایى ورزم تا وقت در رسد. 
«بحار، ج 49، ص 891» شاهد بر فریبكارى مأمون رجاء بن ابى‏الضحاك (فرستاده مخصوص مأمون) است كه گفت: مأمون مرا مأمور كرد به مدینه بروم و على بن موسى الرضا علیهما السلام را حركت دهم و دستور داد روز و شب مراقب او باشم و محافظت او را به دیگرى وانگذارم (نقل از اصول كافى، ج 1، ص 498.) 
12)عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 131 ـ .134 
13)مائده، قسمتى از آیه 3، در غایة المرام در باب 39 شش حدیث از احادیث اهل سنت نقل شده است كه این آیه در روز غدیر خم كه پیغمبر خدا على علیه السلام را به امامت معرفى كرد، درباره على علیه السلام نازل شده و در بیشتر آنها است كه پیغمبر گفت: «الله اكبر على اكمال الدین و تمام النعمة و رضى الرب برسالتى و الولایة لعلی» نقل از كشف الاسرار، ص .136 
14)در الغدیر، ج 1 از ابن ابى‏حاتم و ابن مردویه و واحدى نیشابورى از ابو سعید خدرى و حافظ حاكم حسكانى در شواهد التنزیل از ابن عباس و جابر انصارى و ابو اسحاق حموینى در فرائد السمطین، قاضى شوكانى در تفسیر خود فتح القدیر از ابن مردویه و او از ابن مسعود نقل مى‏كند كه این آیه در روز غدیر نازل شده و دلالت بر ولایت و جانشینى على علیه السلام دارد. نقل از كتاب «پرتوى از امامت و ولایت». 
15)تفسیر كبیر فخررازى، ج 27، ص 166، كشاف زمخشرى، ج 4، ذیل آیه 32 شورى، نقل از كتاب ولاء و ولایتها تألیف شهید استاد مرتضى مطهرى(ره). 
16)سوره بقره، .257 
17)شعراء/ .214 
18)همین قضیه «انذار عشیره» را كه ذكر كردیم، طبرى در جزء ثانى از كتاب تاریخ الامم و الملوك به طرق مختلفه مذكور داشته و تاریخ طبرى از تواریخى است كه علماء فن تواریخ و سیر از آن مدحها كردند... و علاوه بر طبرى جمع كثیرى از بزرگان محدثین و مورخین و اهل سیر این قضیه را نقل كردند، مثل: ابن اسحاق و ابن ابى‏حاتم و ابن مردویه و ابى‏نعیم و بیهقى در سنن و دلائل خود و ثعلبى در تفسیر كبیر و ابن اثیر در جزء ثانى این قضیه را از مسلمات دانسته و... «نقل از كشف الاسرار، ص 151 ـ 152 تألیف امام خمینى قدس سره» . 
19)اعلام الورى، ص .329 330 
20)اعلام الورى، ص .33 
21)اعلام الورى، ص 330 مناقب ابن شهرآشوب، ص .339 
22)عوالم، ج 21، ص 331، ثواب الاعمال، ص 124، ج 1، كامل الزیارات، ص 324 ـ وسائل، ج 10، ص 451 «سعد بن سعد از امام رضا علیه السلام راجع به فاطمه دختر موسى بن جعفر علیهما السلام پرسش نمود. حضرت فرمود: من زارها فله الجنة» امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت او با بهشت برابرى مى‏كند، یعنى زائرش به بهشت مى‏رود. (بحار، ج 2، ص 267 المستدرك، ج 2، ص 227، ج 1) و نیز امام رضا علیه السلام فرمود من زاارها عارفا بحقها و جبت له الجنة: هر كه او را زیارت كند در حالى كه به حق او شناخت و معرفت داشته باشد، بهشت بر او وجب مى‏گردد. (عوالم، ج 21، ص 330) امام جواد علیه السلام فرمود: هر كه قبر عمه‏ام را در قم زیارت كند، به بهشت خواهد رفت. عوالم، ج 21 ص 331) محدث قمى(ره) در منتهى الآمال، ج 2 در بخش احوالات حضرت معصومه علیها السلام مى‏نویسد: قاضى نور الله ره در مجالس المؤمنین فرموده از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه گفت: «آگاه باش به درستى كه از براى خدا حرمى است و آن مكه است و از براى حضرت رسول صلى الله علیه و آله حرمى است و آن در مدینه است و از براى امیر المؤمنین علیه السلام حرمى است و آن كوفه است. آگاه باش به درستى كه حرم من و اولاد بعد از من قم است، آگاه باش: به درستى كه قم كوفه صغیره است، و همانا از براى بهشت هشت در است، سه در آنها به سوى قم است و وفات كند در قم زنى كه او از اولاد من باشد و نام او فاطمه دختر موسى علیه السلام است، كه داخل مى‏شوند به سبب شفاعت او شیعه من جمیع ایشان در بهشت.» 
23)وسیلة المعصومیة، ص .66 
24)مانند زینب و ام محمد و میمونه دختران حضرت امام جواد علیه السلام و بریهه دختر موسى مبرقع و... «منتهى الآمال، ج 2». 


منبع: زندگى چهارده معصوم (علیهم السلام)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 شهریور 1396 02:58 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know so much about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you can do with some pics to drive
the message home a bit, but instead of that, this is excellent blog.
A fantastic read. I will definitely be back.
شنبه 14 مرداد 1396 02:13 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored subject matter
stylish. nonetheless, you command get bought an nervousness over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again since
exactly the same nearly very often inside case you shield
this hike.
سه شنبه 20 تیر 1396 05:41 ب.ظ
Right here is the right site for anybody who would like to understand this topic.
You know a whole lot its almost tough to argue with you (not that
I actually would want to…HaHa). You definitely put
a fresh spin on a topic which has been discussed for a long time.
Wonderful stuff, just great!
جمعه 8 اردیبهشت 1396 01:05 ب.ظ
I am extremely inspired along with your writing skills
as smartly as with the format on your weblog. Is that this
a paid subject or did you modify it your self?
Anyway stay up the nice quality writing, it's rare to look a great blog like this one today..
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:15 ب.ظ
Your way of describing the whole thing in this post is in fact
fastidious, all be able to without difficulty be aware
of it, Thanks a lot.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
گالری تصاویر
  • پرسش و پاسخ نماز
  • -

    وب هکس

    ابزار ذکر روز